سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگسایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

ماجرای خواندنی شعر معروف شهريار درباره حضرت علی(ع)



آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد .حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
شهریار این شعر را خواند :
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا راکه
به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا ر
امگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا ر
ابرو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا
بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را
»ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا
آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند .گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است

سرلشكر خلبان احمد كشوري - فرمانده هوانيروز كرمانشاه

درود خدا بر شهیدان اسلام باد.
جهت عرض ارادت به ساحت مقدس شهدا.

ام ابیها







۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

نهم ربيع الاول سالروز آغاز ولايت و امامت امام مهدي عج مبارك باد


دوره امامت، چگونه آغاز شد؟

خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى كشتن ‏اولياء اللَّه مى ‏يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسكرى ‏عليه السلام را به زهر شهيد كرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آن‏حضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال‏ خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند. معتصم عده ‏اى را به خانه امام فرستاد تا هر كه و هر چه در آنجاست ‏توقيف كنند. احمد بن عبد اللَّه بن ‏يحيى بن خاقان پسر وزير معتصم در اين باره مى ‏گويد: چون امام حسن عسكرى بيمار شد. پدرم به من پيغام داد كه امام بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفر از خادمان ‏معتصم شتابان بازگشت. همه آنان ‏از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكى از آنها هم "نحرير" بود. پدرم ‏به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند. همچنين در پى عده ‏اى از پزشكان فرستاده بود و به آنان ‏دستور داده بود كه در خانه امام حسن عسكرى رفت و آمد كنند و هر بام ‏وشام از او پرستارى و مراقبت كنند. چون دو روز از اين ماجرا گذشت، كسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد كه آن‏حضرت بيمارى ‏اش شدت يافته و ضعيف شده است. پدرم ‏سوار شد و به خانه آن‏حضرت رفت و به پزشكان دستور داد بخوبى حال ‏آن‏حضرت را تحت نظر بگيرند. همچنين در پى قاضى القضات فرستاد و به‏ او دستور داد كه پيش او بيايد و ده تن از كسانى را كه به دين و امانتدارى ‏و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب كند و با خود بياورد. آنگاه‏ تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تكليف كرد كه شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنكه امام حسن عسكرى ‏عليه السلام ‏درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع‏ شد. با رحلت او سامراء يكصدا ناله بر مى ‏آورد كه ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه ‏اى را به خانه آن‏حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى‏ كنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آن‏حضرت ‏را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مى ‏كوشيد، ريشه ‏هاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به ‏مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود. يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ‏الْكَافِرُونَ؛ "خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه ‏كافران نا خوش دارند."

پنهان بودن ميلاد حجّت اللَّه:

پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) مي باشد، ‌در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است. براي او غيبتي است كه در آن مردم دچار حيرت مي گردند و بسياري از دسته ها و گروههاي مردم، گمراه مي شوند، آنگاه مانند ستاره تاباني از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.

نام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

از جمله القاب شريف آن حضرت مهدي، قائم، منتظر، خاتم، حجه، صاحب و منصور است؛ كه با بيان احاديث معصومين (ع)، وجه تناسب برخي از اين لقبها با وجود مباركش بيان مي گردد.

1- مهدي

از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: هنگامي كه قائم قيام نمايد، بار ديگر مردم را به اسلام دعوت مي كند و به احكام از بين رفته و فراموش شده آن آشنا مي گرداند و چون از جانب خداوند به امور گمشده و از ميان رفته راهنمايي مي شود،‌ او را مهدي مي گويند.

2- قائم

ابوحمزه ثمالي گويد: از حضرت امام محمد باقر (ع) پرسيدم: اي پسر رسول خدا! مگر همه شما ائمه، قائم به حق نيستيد؟ فرمود: بلي. عرض كردم: پس چرا فقط امام زمان (ع) قائم ناميده شده است؟‌ فرمود: چون جد م امام حسين (ع) به شهادت رسيد،‌ صداي ناله فرشتگان برخاست و به شدت به درگاه الهي گريستند و گفتند: پروردگارا! آيا قاتلين بهترين بندگان و زاده اشرف مخلوقات و برگزيده آفريد گانت را به حال خود مي گذاري؟ خداوند به آنها وحي فرستا د كه اي فرشتگان من آرام گيريد، ‌به عزت و جلالم سوگند،‌از آنها انتقام خواهم گرفت، هر چند بعد از گذشت زمانها باشد. آنگاه پروردگار عالم، امامان از اولاد امام حسين (ع) را به آنها نشان داد و فرشتگان از ديدن آنان مسرور گشتند. ناگاه ديدند يكي از آنها ايستاده است و نماز مي گزارد. خداوند فرمود: به وسيله اين قائم از آنها انتقام مي گيرم.

صقربن دلف مي گويد به امام محمد تقي (ع) گفتم: اي فرزند رسول خدا! چرا آن حضرت را قائم مي گويند؟ ‌امام در پاسخ فرمودند: زيرا آن حضرت بعد از آن كه نامش از خاطرها فراموش مي شود و اكثر معتقدين به امامتش از دين خدا بر مي گردند، قيام مي كند.

از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: آن حضرت را به جهت اين كه براساس حق قيام مي كند، ‌قائم مي نامند.

3- منتظر

صقربن دلف از امام جواد (ع) پرسيد: چرا آن حضرت را منتظر مي گويند؟‌ فرمود: چون براي مدتي طولاني غيبت مي نمايد. افراد با اخلاص منتظر ظهورش خواهند بود. و اهل شك و ترديد وجود وي را انكار مي كنند. و منكران چون يادي ا زاو مي شود تمسخرمي كنند! كساني كه وقت ظهور را تعيين مي كنند، دروغ مي گويند، ‌شتاب كنند گان به هلاكت مي رسند و آنها كه در مقام تسليم هستند، ‌رستگاري مي يابند.

4- منصور

از امام محمد باقر (ع) روايت شده است كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه و من قتل مظلوما (و آن كس كه به ستم كشته شده است) فرمود: او حسين بن علي (ع) است. و در مورد بقيه آيه فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف في القتل انه كان منصورا (براي ولي او سلطه (حق قصاص) قرار داديم پس در كشتن زياده روي نكنيد چون او منصور (مورد حمايت) است) فرمود: خداوند مهدي را منصور ناميد.

نهي از بردن نام حضرت

از ابوهاشم جعفري نقل است كه گويد: شنيدم حضرت امام علي النقي (ع) مي فرمود: جانشين من فرزندم حسن است. ولي چگونه خواهد بود براي شما وضع جانشين او؟!

گفتم: چرا فدايت گردم؟!

فرمود: شما او را نمي بينيد و بر شما روا نيست كه نام او را ببريد.

گفتم: پس چگونه ا ز او ياد كنيم؟

فرمود: بگوييد حجت از آل محمد كه درود و سلام خدا بر او باد.

پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است. رنگ پوست او، رنگ نژاد عرب و اندامش چون اندام فرزندان حضرت يعقوب (ع) (قوي و بلند قامت) است و خالي بر گونه راست او مي باشد.